تبليغاتX
همه جور مطالب دینی
 
در کنار هر انسانی چند فرشته وجود دارد؟

الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا الهادي الأمين وعلى آله وصحبه المیامين وعلى جميع أمته الصالحين.

سپاس بیکران مخصوص خداوند جهان است، و درود و سلام بر پیامبر ما محمد هادی امین، نشان دهندة راه حق و امینی در تبلیغ پیام قرآن مجید، و بر آل و یاران او باد.

حتما بارها از خطرات جان سالم بدر بردید مانند احتمال افتادن به چاه یا تصادف کردن و خوردن شیئی به درون چشم(شاید به اطراف چشم شما خورده است ولی به داخل چشم فرو نرفته است) و... که همه آنها به خاطر مراقبت این فرشته ها است که به دستور خداوند ازانسان مراقبت می کنند. (روزی پیامبر اکرم (ص) فرمودند :*آب را مستقیما از مشک نخورید بلکه با کاسه و مانند اینها برزید و سپس بنوشید*. یک فردی با خود گفت پیامبر هم یه چیزی می گوید مگر چه اشکالی دارد که مستقیما از کوزه آب خورد و سپس آب خورد بی آنکه متوجه باشد درون آب کوزه بچه ماری باشد وآن مار به معده او رفته و باعث مرگ او می شود). پس سعادت وسلامتی انسانها درپیروی از محمد رسول الله است.

روزی داماد پیامبراکرم(ص) یعنی حضرت عثمان (رض) نزد حضرت محمدرسول الله (ص) آمد و سوالی عرض کرد : یا رسول الله در کنار یک انسان چند فرشته وجود دارد؟ حضرت محمد رسول الله (ص) فرمودند:

در نزد هر انسانی 10 فرشته وجود دارد که یک فرشته در طرف راست و یک فرشته در طرف چپ وجود دارد که فرشته سمت راست مامور نوشتن اعمال خوب انسان ها و فرشته سمت چپ گناه های فرد را می نویسد.فرشته سمت راست همان موقع که فرد عمل خوب را انجام دهد یادداشت می کند.اما فرشته سمت چپ وقتی که فرد گناهی را انجام داد از فرشته سمت راست سوال میکند که آیا گناه او را بنویسد یا ننویسد؟ زیرا فرشته سمت راست امیر فرشته سمت چپ است ، فرشته سمت راست می گوید نه صبر کن شاید توبه کند مدتی بعد فرشته سمت چپ دوباره سوال میکندآیا حالا بنویسم؟ فرشته سمت راست باز هم می گوید صبرکن . مدتی بعد اگر فرد گناه هکار توبه نکند باز فرشته سمت چپ از فرشته سمت راست سوال می کند آیا عمل او را بنویسد یا ننویسد ، فرشته سمت راست می گوید: چه انسان روسیاهی که از خدا شرم نمی کند و توبه نمی کند وسپس اجازه نوشتن گناه فرد را به فرشته سمت چپ می دهد.

رسول الله در ادامه فرمود:

دوفرشته دیگر هم وجود دارد یکی در جلوی انسان و دیگری در پشت سر قرار دارد که مامور محافظت انسان از تمام آفت ها وبلاهایی که از جلو و پشت به انسان به طرف آن شخص می آید هستند ، و اجازه نمی دهند که از این دوجهت خطروبلایی بر انسان وارد آید مگر آنکه خداوند اجازه آفت آمدن دهد.

دو فرشته هم در لبها، یکی درلب بالا و یکی هم در لب پایین انسان قرار دارد که هر وقت فرد صلوات بفرستد آن را می نویسند، وفقط مامور ثبت و یادداشت این صلوات گفتن فرد هستند و به غیر از این وظیفه دیگری ندارند.

دو فرشته هم در چشم های انسان قرار دارند( یکی در چشم چپ و یکی هم در چشم راست) ومامور مراقبت چشم هستند.در برابر تمام خطرهایی که به طرف چشم انسان می آید مراقبت میکنند. واجازه آسیب دیدن را نمی دهند مگر آنکه خداوند اجازه آسیب دیدن چشم را دهد.(اگراین فرشته ها نبودند شاید تاحالا از هر 100 نفر 90 نفر کور بودند).

و یک فرشته هم در داخل دهان انسان قرار دارد که مراقبت است تا مار به داخل دهان انسان وارد نشود مگر خداوند اجازه دهد که مار وارد دهان انسان شود.

دهمین فرشته هم در پیشانی انسان قرار دارد؛اگر کسی متبکر یا مغرور باشد وهمیشه خود را برتر از دیگران بداند این فرشته او را در این دنیا خوار وپست می کند وکاری می کند که در نزد دیگران کوچک شمرده شود ؛ اما اگر شخص مغرور نباشد و متواضع و فروتن باشد و خود را از دیگران کوچک بداند آن فرشته کاری می کند که در این دنیا درجه  شخص فروتن بالا رود و مقام و منزلتش از دیگران بیشتر شود.

این فرشته ها با فرشته های شب فرق می کنند هنگام غروب آفتاب جایشان را با ده فرشته دیگرعوض می کنند که فرشته های شب هم همینطور از انسان در برابر آفتهای شب محافظت می کنند.و موقع طلوع آفتاب دوباره فرشته های شب جایشان را با فرشته های روز عوض می کنند . واین کار راتا مرگ انسان ادامه می دهند.

برای همین است که رسول الله همیشه بعد از نماز صبح تا بالا آمدن خورشیدن قرآن تلاوت می کردند. خواندن قرآن هرموقع دارای ثواب و پاداش است اما بعد از اذان صبح دارای  پاداش ومزایای بیشتری است.

وبعد از نماز عصر تا نماز مغرب ذکر و تسبیح باید گفت. خواندن قرآن هرموقع دارای ثواب و پاداش است اما بعد از نمازعصر ذکر وتسبح گفتن دارای  پاداش ومزایای بیشتری است.

سایت منبع حوزه علمیه و دار القران عرفانی محمد ایمر

www.mohamadeimer.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه دوم خرداد 1391 و ساعت 12:46 |
بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس و حمد فراوان به پروردگار جهانیان که بر افلاک نظم بخشید و از نیستی به هستی تبدیل کرد و هزاران رحمت و سلام به سرور کائنات، التیام بخش زخم پا برهنگان، به معشوق ما، حضرت محمد صلی الله علیه و سلم و باز هم هزاران سلام به روح مقدس آل و اصحاب آن حضرت.

خداوند کریم بندگان خود را خلق نمود تا مورد آزمایش قرار دهد. همانطور که در کلام مقدسش می فرماید (وَمَا خَلَقتُ الاِنسَ وَ الجِّنَ اِلَّا لِعبُدُونَ) و ما انسان و جن را خلق نکردیم مگر برای عبادت نمودن. خداوند کریم در این آیه شریفه برای تمام بشر می فرماید که هدف از خلقت در این دنیا خوش گذارانی و هوس بازی نیست بلکه هدف از خلقت فقط عبادت به پروردگار خود است. آن دسته از بندگانی که به اوامر خداوند متعال توجه نکرده و از نواهی دوری نکردند بی شک آنان گمراهان هستند. کسانی از بندگان خدا هستند که از فتنه های دنیا با توفیق خداوند در آمان ماندند و توانستند از دام های اهریمن به سلامت بیرون آیند که خداوند در حق آنان می فرماید (اِنَّ المُتَّقِینَ فِی جَنَّتِ النَّعِیم) بتحقیق که جنت که پر از نعمتها است برای متقیان است.

مخلوقات الهی به چندین دسته تقسیم میشوند 1- حیوانات 2- جمادات 3- نبادات 4- گازها 5- مایعات، که هر کدام تعریف خود را دارند از میان این پنج قسم، قسم اول که حیوان نام دارد به دو دسته تقسیم میشود 1- حیوان ناطق 2- حیوان غیر ناطق و حیوان ناطق نیز همانند حیوان مطلق به دو دسته تقسیم میشود 1- مسلمان 2- کافر. کافر شدن انسان از دو چیز خالی نیست 1- به فتنه های دنیا گرفتار شده و فریب خوردند 2- به دام های اهریمن گرفتار شده و فریب خوردند. مسلمانان نیز به سه دسته تقسیم میشوند 1- عام 2- خاص 3- خاص الخاص. مسلمان عام به آن دسته از انسانها گفته میشود که به پروردگار و روز جزا و پیامبر و... ایمان دارند ولی در عمل کردن به اوامر الهی اجتناب و از گناهان دوری نمی گزینند، مسلمان خاص به آن دسته گفته میشود که ایمان به خداوند و ... دارند و عمل به اوامر خداوند و از نواهی اجتناب میکنند لیکن احسان ندارند، مسلمانان خاص الخاص به کسانی گفته میشود که ایمان به خداوند دارند و به اوامر خداوند پایبند بوده و از گناهان اجتناب میکنند و احسان نیز دارند، احسان آن است که فردی فقط بخاطر رضای پروردگار کار کند و از گناهان دوری کند و مدام در این فکر باشد که پرورودگارش حاضر و ناظر است گرچه ما او را نمی بینیم. کسانی که به چنین درجه ای برسند، که همیشه و در هر حال از خداوند غافل نباشند، اینان از انسانهای اهل بصیرت هستند. در محبوب بودن اولیاء الهی در نزد پروردگار شکی نیست همچنانی که در محبوب بودن انبیاء نزد خداوند شکی نیست. کسانی از امت هستند که سنت گهربار رسول اکرم را در پیش گرفته و پایبند به دستورات دین مبین اسلام بودند و به درجات اعلی رسیدند و از بندگان خاص خداوند قرار گرفتند این افراد طبق فرمایش الهی در آیه 18 سوره حشر که میفرماید (یَا اَیُّهَا الَّذِینَ اَمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ التَنظُر نَفسٌ مَا قَدَّمت لِغَدِو وَّاتَّقُوا الله اِنَّ اللهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعلَمُون) ای مسلمانان بترسید از خدا و باید که تأمل کند هر شخصی که چیز پیش فرستاده است برای فردا و بترسید از خدا هر آئینه خدا خبر دار است بآنچه میکنید. اگر بنده ایی از بندگان خداوند متعال به این عمل کرده و از روز جزا هراس داشته باشد چنین بندگانی مؤمن حقیقی هستند. یا به زبان دیگر اهل بصیرت، مؤمن به کسی گفته میشود که با تمام وجود از خداوند هراس داشته و عمل صالح انجام دهد و از گناهان دوری کند.
مؤمن حقیقی را میتوان از هفت علامت شناخت:
1- اولین علامت مؤمن حقیقی زبان اوست، فردی که مؤمن حقیقی باشد زبان او غیبت نمیکند زیرا

به یقین ایمان دارد که خداوند کریم در آیه ی شریف دوازدهم حجرات فرموده (وَلَا یَغتَب بَعضُکُم بَعضًا اَیُحِبُ اَحَدُکُم اَن یَأکُلَ لَحمَ اَخِیهِ مَیتًا فَکَرِهتُمُوهُ) یعنی: و غیبت نکند بعض شما بعض را آیا دوست میدارید کسی از شما بخورد گوشت برادر خود که مرده باشد پس متنفر شوید از وی. و همچنین از سخنان گهربار حضرت رسول اکرم اطاعت میکند که میفرماید: ایاکم و الغیبة فان فیها ثلاث افات: لا یستجاب لصاحبها دعا و لا تقبل له حسنة و تترکم علیه السئیات. از غیبت دوری کنید همانا در غیبت کردن سه آفت دارد 1- دعای غیبت کننده مستجاب نمیشود 2- اعمال خوب از غیبت کننده قبول نمیشود 3- گناهان بر او افزایش می یابد. غیبت آن است که ذکر یکی از صفات برادر یا خواهر دینی خود را کند که با شنیدن آن برادر یا خواهر مسلمان نارحت باشد.مؤمن واقعی کسی است که با زبانش به برادر و خواهر مسلمان خود دشنام ندهد زیرا که رسول اکرم میفرماید: المؤمن من لیس بلعان، مؤمن کسی است که لعنت نکند. مؤمن کسی است که با زبانش دروغ نگوید و فضولی نکند، ایاکم و الکذب فانه مع الفجور و هما فی النار. از دروغ دوری کنید به درستی که دروغ با فسق همراه است که هر دو در جهنم هستند. از عطاء بن ابی رباح روایت است که میفرماید: ان من کان قبلکم کانوا یکرهون فضول الکلام و کانوا یعدّون فضول الکلام ما عدا کتاب الله تعالی و سنت رسول الله. یعنی: امت پیشین فضولی را کراهت میدیدند و فضولی را خارج از کتاب خداوند و رسولش شمردند. مؤمن واقعی کسی است که بکسی تهمت نزده و از زبانش کلام الهی و کلام هایی که سبب خشنودی خداوند و رسولش حاصل میشود جاری میشود، و این افراد بیقین که از دستورات اسلام اطاعت کردند و آنچه رسول اکرم صلی الله علیه و سلم آورده پیروی کردند، وَ مَا آَتََاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُم عَنهُ فَانتَهُوا. یعنی: و هر چه بدهد شما را پیغمبر بگیرید آنرا و هر چه منع کند شما را از آن باز ایستید. پس کسانیکه با زبان خود قرآن میخواند و این را برای خود عبادتی بیش نمیداند حقًا که با فرمایش گهربار رسول الله مطابقت دارد، افضل عبادة امتی تلاوة القرآن. بهترین عبادت امت من قرآن خواندن است و در جای دیگر میفرماید :ان القلوب لتصدأ کما یصدأ الحدید، بدرستی که قلب زنگ میزند همچنانی که یک آهن زنگ میزند. صحابه کرام فرمودند یارسول الله چطور میتوان قلبی که زنگ زده را پاک کرد رسول الله فرمودند: تلاوة القرآن و ذکر الموت. تلاوت کردن قرآن مجید و یاد آوری مرگ. هر انسان عاقلی زبان خود را به فاحشه نمیزند بلکه با زبان خود چیزهای خوب جاری می سازد و در این مطلب حضرت رسول اکرم میفرماید: قل الخیر و الا فاسکت. اگر می خواهی خیر حرف بزن و گرنه سکوت اختیار کن. پس چه خوب است هر انسان طبق فرمایش رسول خدا عمل نماید. هر بلایی که به انسان میرسد بسبب زبان اوست.

2- دومین علامت مؤمن حقیقی قلب اوست. مسلمان نباید در دل خود از کسی دشمنی و کینه

داشته باشد بلکه باید دل خود را برای رضای الله بکار برده و با قلبش فقط بفکر رضای خدا و رسولش باشد. مؤمن واقعی کسی است که حسادت نسبت به مسلمان نداشته باشد همانا که در حدیث آمده: الحسد یأکل الحسنات کما تأکل النار الحطب. حسادت حسنات را نابود میکند همچنانی که آتش هیزم را میخورد. با این فرمایش معلوم میشود که حسادت مرضی از امراض بزرگ قلب است که هیچ دوائی ندارد مگر این که گناه آن را دانسته و از آن اجتناب کند.

3- سومین علامت مؤمن حقیقی: چشم اوست. بنده ایی که چشم چرانی نکند و به چیزهای

حرام ننگرد بلکه به چیزهای خوب بنگرد آن بنده مؤمن حقیقی است. پیامبر علیه السلام میفرماید: من ملأ عینه من الحرام ملأ الله یوم القیامة عینه من النار. یعنی کسیکه چشمان خود را در این دنیا از حرام پر کند، روز قیامت خداوند چشمان او را از آتش جهنم پر خواهد کرد. پس انسان های اهل بصیرت به چنین جنایت بزرگی مرتکب نمی شوند. آنان چون به حقیقت ایمان دارند و از نار دوزخ در هراسند. همچنان که یکی از علمای بزرگ بخارای شریف علامه صوفی الله یار از عالمان برجسته ترکمن در کتاب خود بنام ثبات العاجزین که بصورت شعر به زبان ترکمنی نوشته شده آورده که: ای بنده مؤمن اگر تو از خشم خداوند ترس داری پس چشم خود را از دیدن نامحرم نگه دار، و همیشه نقطه چشم به پایین باشد، زیرا با بالا بودن نقطه چشم به خشم تبدیل میشود، خوشبختی از آن کسی است که در راه رفتن به قدم خود نظر افکند، اگر از حد خود تجاوز کرد و به حرام بنگرد روز موعود سخت پشیمان خواهد شد. چشم کسی که زخمی شده و چرک برداشته باشد بهتر از آن چشمی است که سالم بوده و نامحرم دیده، چه خوشی است که صاحب چشم از خداوند ترس و حیا داشته باشد، گر چنین نیست بهتر است که چشم از حدقه بیرون رود تا به حرام بنگرد. حکایت میکنند شیخ بسطام یکی دیگر از علمای بزرگ ترکمن در هنگام پیری ناگهان از هوش رفتند، وقتی پس از لحظه ای که به هوش آمدند جریان را از ایشان پرسیدند و ایشان فرمودند هنگامی که مراهق بودم از خیابان می رفتم ناگهان چشمم به نامحرمی افتاد و من نگاهی به او کرده و چشمم را از او برداشتم و آن گناه بزرگ را تا بحال به فراموشی سپرده و الان به یادم افتاد که قلبم از سزای آن عمل خبیثم پاره پاره شد و آنگاه آهی کشید و از دهان مبارکش خون آمده و دنیای فانی را ترک کردند. پس چنین است احوال انبیاء و اولیاء با گناهی که در هنگام نوجوانی کردند چنان از آن شرم میکنند که قلبشان پاره پاره میشود. حقا که چنین افرادی اهل بصیرت هستند. 

4- چهارمین علامت مؤمن حقیقی شکم اوست. کسی که شکم خود را با حرام پر کرده نه تنها

که اهل بصیرت نیست بلکه کیلومترها از حقایق دور است، به سبب اینکه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می فرمایند: اذا وقعت لقمة من الحرام فی بطن بن آدم لعنه کل ملک فی الارض و السماء ما دامت تلک اللقمة فی بطنه و ان مات علی تلک الحال فمأواه جهنم. یعنی هر وقت لقمه ایی از حرام در شکم فرزند آدم جا گرفت تمام فرشتگان زمین و آسمان تا مادامی که آن لقمه ی حرام در شکم فرزند آدم است بر او لعنت میفرستند و اگر در چنین حالتی بمیرد جای در جهنم است. کسانی که از اهل بصیرت هستند شکم خود را سیر نگه نمی دارند و با این کار بخاطر رضای پروردگار ریاضت می کشند و این عده از انسانها بی گمان به سعادت ابدی دست می یابند که با فرمایش گوهر بار سرور کائنات حضرت رسول اکرم مطابقت دارد که میفرماید: الفکر نصف العبادة و قلة الطعام هی العبادة. فکر کردن به مسائل دینی نصف عبادت است و کم خوردن خود عبادت است. پرخوری باعث میشود که قلب انسان بمیرد و در نتیجه نتواند حقیقت را درک و فهم کند و انسان پرخور که همیشه شکم خود را از انواع مطعومات پر کرده و فرقی قائل نیست که حلال باشد یا حرام، این افراد حدیث مبارک رسول الله را به فراموشی سپردند که میفرمایند: لا تمیتوا القلوب بکثرة الطعام و الشراب فان القلب کالزرع یموت اذا کثر علیه الماء. یعنی قلب های خود را با پرخوری و زیاد نوشیدن نکشید چونکه قلب همچون مزرعه ای است که با زیاد دادن آب، غرق شده و نابود میشود. و همچنین در حدیثی دیگر میفرمایند: لا یدخل ملکوت السماء من ملأ بطنه. فرشتگان آسمان داخل نمی شوند به کسی که شکم خود را سیر کند. به راستی چنین است، در تواریخ اسلام میخوانیم که رسول اکرم چگونه گرسنگی کشیدند و همچنین خلیفه های ایشان ابوبکر صدیق و عمر فاروق و عثمان ذی النورین و علی مرتضی چگونه گرسنگی را تحمل کردند در حالی که خلیفه بودند ولی باز هم چنین در راه اسلام انفاق کردند که بر خود چیزی نگذاشته و گرسنگی بسیار کشیدند. خلیفه دوم مسلمین سیدنا حضرت عمر الفاروق رضی الله عنه چنین می فرمایند: ایاکم و البطنة فإنها ثقل فی الحیاة نتن فی الممات. از پرخوری دست بکشید زیرا که در حیات سنگینی است و بعد از حیات بویی بد. کسی که خواهان است از انسان های اهل دل باشد دانستن و عمل به چهار چیز در مورد شکم لازم و ضروری است 1- طعام نخورد مگر چیزهای حلال، چون عبادتی که با حرام انجام شود همانند ساختن خانه ای گِلی در میان عمق دریا می ماند 2- عادت به کم خوردن داشته باشد 3- در خوردن و آشامیدن وقت معینی داشته باشد {زیرا که حیوانات عادت دارند بدون برنامه غذا بخورند} 4- خوراکی که می خورد را تعیین کند {چیزهایی که مفید است را بخورد و چیز هایی که مضر است را از آن اجتناب کند}. آدم های اهل دل میدانند که تمام امراض از غذا خوردن ماست، قلب ما انسانها همانند دیگی است که روی آتش قرار دارد، اگر زیر دیگ آتشی از هیزم روشن کنیم با زیاد روشن ماندن آتش دیگ سیاه میشود پس معده ایی که پر از غذا شود مانند آن آتش قلب را به سیاهی میکشد و بخاطر همین هم نمی توان با آن قلب حقایق را درک و فهم کرد، از علامه محمد بن الیمانی چند گروه پرسیدند: چطور میتوان به حکمت ها دست یافت؟ محمد بن الیمانی جواب دادند با کم خوردن و باز پرسیدند چطور میتوان به علم فقه دست یافت؟ جواب دادند با کم خوردن، و باز پرسیدند چطور میتوان در علم طب پیشرفت کرد؟ جواب دادند با کم خوردن. خلاصه در جواب هر سؤالی می فرمودند که با کم خوردن میتوان دست یافت. کسانیکه مایلند در مورد آفات سیری و فضیلت گرسنگی مطالبی چند مطالعه نمایند به کتاب احیا علوم الدین امام محمد غزالی مراجعه فرمایند.

5- پنجمین علامت مؤمن حقیقی دستان اوست. انسانهای اهل دل به یقین میدانند دستی که

با آن حلال گرفته و از حرام اجتناب کند سبب خشنودی پروردگار میشود، چنانچه پیغمبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم می فرماید: ان الله خلق دارا من زبرجدة خضراء فیها سبعون الف دار فی کل دار سبعون الف بیت لا ینزلها الا رجل یعرض علیه الحرام فیترکه من مخافة الله تعالی. بدرستی که خداوند داری از زبرجد که برنگ سبز است خلق نمود که در آن هفتاد هزار دار وجود دارد که در هر داری هفتاد هزار خانه، هیچ کسی وارد آن نخواهد شد مگر کسانی که حرام برای آنان عرضه شود و فقط بخاطر رضای خداوند متعال آن را ترک کنند. پس باید با دستان خود چیزهای حلال را گرفته و از حرام بشدت هر چه بیشتر دوری کرد. دستی که با آن قرآن و کتاب های مفید و چیزهای حلال با آن گرفته میشود و چیز های مشروع نوشته شود آن دست، دست مؤمن واقعی است ولی آن دستی که از حرام اجتناب نکرده و به هر حرامی با تمام جرأت دست زند، بی شک آن دست، دست افراد بدبخت است، و ویل بر او باد.

6- ششمین علامت انسان حقیقی، پاهای اوست. پاهایی که از حرام دور بوده و به مکانهای

حلال و مشروع همانند صحبت با علماء، دیدار با اولیاء، شرکت در مجالس علم و ذکر قدم بگذارد. رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می فرماید: هر کس به اندازه ایی که بتوان پوست تخم مرغ پخته ای را بتوان از آن جدا کرد، در محضر اولیاء بنشیند، از صد سال عبادت بهتر است. و یکی از بیت های شاعر معروف، مولوی به این حدیث دلالت دارد که می فرماید: یک زمانی صحبتی با اولیاء * بهتر از صد سال طاعت بی ریا. و باز در جای دیگری حضرت رسول اکرم می فرمایند که: اگر فرد مسلمانی فقط بخاطر رضای خدا به زیارت فرد صالحی رود خداوند بخاطر آن عملش، گناهان او را می بخشد. پس چه نیکوست که محض رضایت پروردگار به زیارت صالحان رفتن.

7- هفتمین علامت مؤمن حقیقی این است که عملش را فقط برای رضای خدا قرار دهد و از اینکه عملش ریا باشد یا نفاق در هراس باشد. حکایت میکنند حضرت داوود علیه السلام در صومعة نشسته و مشغول قرائت زبور بود. کرم قرمز رنگی را دید و با خود گفت هدف از خلقت این حیوان چیست؟ و خداوند چه اراده ایی از آن هدف دارد؟ در آن هنگام آن کرم قرمز رنگ به اذن پروردگار به زبان آمده و حرف زد و گفت: ای نبی الله هیچ روزی نیست که از خداوند متعال برایم الهام نشود که روزی هزار بار بگویم: سبحان الله، الحمد لله، لا اله الا الله، الله اکبر. و هیچ شبی نیست مگر اینکه برایم الهام نشود که هر شب هزار بار بگویم: اللهم صل علی محمد النبی الاُمی و علی آله و صحبه و سلم. حضرت داوود از گفته های خود پشیمان شد. اگر یک کرم چنین باشد چرا ما انسانها برای پروردگار خود تسبیح نگوئییم و برای پیامبران صلوات نفرستیم،

بتحقیق که جانداران به سه گروه تقسیم میشود

1- گروهی که خداوند برای آنان عقل داده اما شهوت نداده آنان فرشتگان هستند

2- گروهی که خداوند برای آنان عقل نداده اما شهوت داده و آنان حیوانات غیر ناطق هستند

3- گروهی که خداوند برای آنان هم عقل و هم شوت داده بدرستی که آنان انسان هستند.

پس اگر انسان بتواند از عقل خود استفاده کرده و اطاعت پروردگار را کند از فرشتگان نیز برتر می شود زیرا که فرشتگان شهوت ندارند و فقط عبادت میکنند و اگر انسان بتواند با استفاده از عقل، غالب بر هوای نفس خود شود، مسلمًا مقامش از فرشتگان نیز بالاتر میرود اما اگر انسان نتواند از عقل خود استفاده کند و هوای نفس بر او غالب شود حقا که از حیوان هم پست تر است {اولئک کالانعام بل هم اضل}. حضرت ابراهیم خلیل الله هنگامی که به عاقبت گناه فکر میکرد از حال می رفت و از دوری یک میل صدای قلبش شنیده میشد. و خداوند حضرت جبرئیل را مأمور کرد تا پیش خلیلش رود و حضرت جبرئیل عرض کرد آیا دوست از دوست خود هراس دارد؟ حضرت ابراهیم پاسخ داد وقتی به عاقبت گناهان می اندیشم خلیل بودنم را فراموش میکنم. این است احوال انبیاء خداوند، چنان عمل آنان خالص است که هنوز گنه نکرده وقتی به عاقبت آن فکر میکنند چنین اضطراب دارند پس اگر مرتکب به گناه میشدند چه میکردند. سیدنا حضرت عمر الفاروق خلیفه دوم مسلمین چنان خالصانه عمل میکرد و چنان عدالت داشت که نمیتوان نظیر آن را در تاریخ پیدا کرد و چنان از خداوند هراس داشت که وقتی آیه ی خوف از خداوند را می شنید بی هوش بر زمین می افتاد، روزی علفی بر دست گرفته و عرض کرد، کاش من علف بودم کاش از مادر متولد نمیشدم، بشدت گریه میکرد تا جایی که اشکان مبارکش تمام شده و از چشمان مبارکش خون جاری می شد و دو خط سیاه بر صورت ایشان جاری بود خطی که از گریه در صورت مبارکش مانده بود. چنین فردی که خلیفه ی رسول خدا و نیز مژدگانی شده به بهشت بود بدون کوچک ترین تردیدی از اهل بصیرت میباشند. فردی که عمل را خالصانه انجام دهد و از ریا و نفاق در هراس باشد و بخاطر ترس از خداوند گریه و زاری کند، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم در حق چنین انسان هایی می فرمایند: لا یلج النار من بکی من خشیة الله حتی یعود اللبن فی الضرع. کسیکه بخاطر ترس از خدا گریه کند به آتش جهنم داخل نخواهد شد همچنانی که داخل شدن شیر بیرون آمده از پستان، به پستان غیر ممکن است. و در احادیث وارد شده که فردی بخاطر گناهانش در روز قیامت حکم کرده میشود که به جهنم انداخته شود و فرشتگان او را گرفته و پرتگاه جهنم می برند آنگاه یکی از پلک های او حرف می زند و می گوید یا رب، رسولت در حدیثی چنین فرمایش کرد که اگر فردی بخاطر رضای خدا گریه کند جهنم بر او حرام است و من نیز بخاطر ترس از عذابت گریه و خیس شدم آنگاه پروردگار امر خواهد کرد فلان بنده ی من در دنیا بخاطر ترس از من گریه و یکی از پلک هایش را خیس نمود من تمام گناهان او را بخشیدم. پس ای سروران عزیز، کسی که در دنیا بخاطر ترس از خداوند متعال و برای رضای الهی، تنها یک پلکش را خیس کرده و بهمین سبب از جهنم نجات پیدا میکند، کسی را که تمام عمر خود را بخاطر رضای پروردگار، گریان باشد چه میپندارید. انسان اهل بصیرت قلبش را به خداوند متعال مایل نموده و شب و روز بخاطر رضای الهی زاری و گریه میکند. انسان اهل بصیرت بیقین میداند که حضرت رسول فرموده: کسی که در دنیا از ترس خداوند به اندازه سر یک مگس گریه کند ابدا جهنم بر او غلبه نخواهد کرد. بهمین سبب مدام از ترس خداوند متعال در گریه است و از ترس اینکه مبادا عملش بخاطر ریا ضایع شود بشدت در هراس است. حضرت امام اعظم ابوحنیفه شب ها را با گریه سپری میکرد تا جایی که صدای گریه ی ایشان را میتوانستند همسایه گان بشنوند. خلاصه، کسی که میخواهد از انسانهای اهل بصیرت باشد باید که این هفت علامت را دانسته و به آن عمل نماید. خداوند کریم تمام ما را به حرمت انسانهای اهل بصیرت به سعادت ابدی برساند. آمین یا رب العالمین. منابع و مآخذ: احیاء علوم الدین.تألیف: امام محمد غزالی ـ مکاشفة القلوب.تألیف: امام محمد غزالی ـ ثبات العاجزین. تألیف: صوفی الله یار

گرد آورنده : اسماعیل وردی

سایت منبع عرفان آباد


+ نوشته شده توسط احمد در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 و ساعت 11:39 |
 

منشاء پیدایش بهائیت و انحراف

 

قبل از هر چیز بیان این نکته را لازم میدانیم که در طول تاریخ و در اعصار متمادی، افراد بسیاری بنا به اهداف گوناگونی ادعای دروغین پیامبری و منجی گری سر داده و چه بسا راه و روش و منهج بخصوصی در راستای تبلیغ دین و آئین دروغین خود ارائه کرده اند و به ادعای واهی خویش، متون دینی و الهی خود را نیز در اختیار مردم قرار داده اند. نمونه ی بارز و آشکار اینگونه ادعاهای الحادی، دعوای نبوت مسیلمة الکذاب، عنسی و ابن صیاد است که بلا فاصله پس از رحلت رسول مکرم اسلام، در شبه جزیره ی حجاز و اطراف آن، فعالیت ضد دینی خود را آغاز نمودند. اما بلافاصله با مقابله ی شدید اصحاب کرام و در رأس آن حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه مواجه شده و در مدت زمان بسار اندکی، همگی نابود گشته و از بین رفتند.



همچنین در دورانی نه چندان دور، قادیانی و قادیانیت در هندوستان و بهائی و بهائیت در ایران، ظاهر شده و ادعای دینی و الهی خود را سر دادند. به طور قطع، این نمونه ی بارز دخالت سیاست های دین ستیزانه ی استکبار جهانی است که پیوسته در پی نابودی و براندازی دین مبین اسلام بوده و همیشه خواسته اند با توطئه و دست و پا کردن گروه های الحادی و نظیر آن با نام اسلام و با هدف به ظاهر اسلامی، اسلام ناب و اصیل را به چالش کشانده و در نهایت از صفحه ی روزگار محو نمایند. اما به فرموده ی خداوند متعالی «وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللهُ وَ اللهُ خَیرُ المَاکِرِینَ» توطئه و سیاستهای آنان هرگز راه به جایی نبرده و پیوسته محکوم به شکست خواهد بود. انشاء الله تعالی.



آئین بهائیت نیز یکی از گرایشهای الحادی است که در دین مقدس اسلام، مطلقا مردود و باطل به شمار آمده و پیروان آن نیز ملحد و کافر محسوب میشوند. اطلاعات ذیل صرفا جهت پاسخ به سؤال دوست عزیز سؤال کننده تهیه و درج میگردد. لذا کلمات یا عباراتی که دال بر قداست و یا بزرگداشت این آئین و بوجود آورندگان آن مورد استناد قرار گرفته است، صرفا از دیدگاه آنان بوده و لزوما دیدگاه ما نمیباشد.



بابی و تاریخچه ی ظهور بهائی

پس از تیر باران باب، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق بیانات باب در کتاب «بیان» به دنبال مظهر ظهور بعدی که در این کتاب به «ظهور من یظهره الله» اشاره شده ‌است، گشتند. در سال ۱۸۶۳ میلادی بود که میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) خود را من یظهره ‌الله موعود درکتاب بیان، معرفی کرد. اکثر بابیان به او ایمان آورده و بهائی نامیده شدند. لازم به ذکر است که نابرادری کوچک او صبح ازل، ادعای رهبری بابیان را داشت و کسانی که به ازل گرویدند ازلی نامیده میشوند. دین بهائیت دینی است که میرزا حسین‌ علی نوری، ملقب به بهاءالله بنیانگذار آن میباشد.


بهائیان او را فرستاده خدا (پیامبر) در این دور میدانند. بهاء الله در سال ۱۸۶۳ ميلادي این دین جدید را اظهار کرد. ۱۴۴ سال از اظهار امر بهاء الله میگذرد و شمار پیروانش بیش از ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر برآورد شده‌ است. با اینکه این شمار کمتر از 2 درصد جمعیت دنیاست ولی از نظر پراکندگی ادیان در عالم بعد از مسیحیت دومین دین جهان شمرده میشود. مرکز جهانی بهائیان در حیفا واقع شده‌ است. بهائیان معتقدند که بهاء الله، بنیانگذار دین بـهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی و مسیح و محمد است. بهاء الله بطور همزمان سه همسر داشت. آسیه، فاطمه و گوهر (بنا بر برخی منابع به نظر میرسد گوهر خدمتکار همسر اول بهاء الله بود). وی مجموعا ۱۴ فرزند داشت که تنها ۷ نفر از آنها به سن بلوغ رسیدند و باقی در دوران طفولیت از دنیا رفتند. ۷ نفر از این فرزندان از آسیه و ۶ نفر آنها از فاطمه بود. او از گوهر تنها یک فرزند داشت. ازدواجهای وی همه قبل از اظهار امر وی و حتی قبل از نزول کتاب اقدس، کتاب احکام بهائی بوده است.



میرزا حسینعلی نوری از اهالی مازندران، در سال ۱۱۹۵ هجری شمسی در تهران متولد شد. پدرش میرزا بزرگ نوری از رجال دوره فتحعلی شاه و مردی ادیب و خطاط بود و در دربار شاه ایران منصبی عالی داشت ولی مدتی بود که دیگر باز نشسته شده بود و شغل درباری یا دیوانی نداشت. با آغاز دعوت باب در سال ۱۲۲۱(۱۸۴۴ میلادی) به او پیوست. اقدامات و فعالیتهای او در گسترش آیین بابی او را تبدیل به یکی از مهمترین پیروان باب نمود. بعد از تیر باران باب به دستور امیرکبیر، درسال ۱۸۵۱ میرزا حسینعلی که درآنوقت بین بابیان به جناب بهاء معروف بود، به کربلا تبعید شد. بهاء الله به کربلا رفت و درآنجا ساکن شود و یکسال بعد به ایران باز ‌گشت. در زمان صدارت میرزا آقا خان نوری او از بهاء الله دعوت به بازگشت به ایران کرد. بهاء الله به تازگی وارد تهران شده بود که طوفان تازه‌ای دامنگیر جامعه بابی ‌شد.



علت این گرفتاری «منسوبان بی‌اندیشه و عصبانی جامعه بابی بود» که بعد از اعدام (تير باران) باب، تصمیم به قصاص شاه گرفته و به جان او سوء قصد کردند. بلافاصله بعد از سوء قصد نافرجام و در همان روزهای اول ۳۶ نفر بابی به گفته محمد جعفر خورموجی دستگیر شدند. از آنجا كه در آئین بابی حکم تقیه ممنوع بوده است و هیچ کدام از بابیان حاضر به تقیّه و انکار اعتقادات خود نبوده‌اند در حالیکه با یک جمله تقیّه میتوانسته‌اند جان خود را نجات بدهند، ولی آنها از جان خود گذشتند و اعتقادات خود را مخفی نکردند. بعد از این واقعه، جامعه بابی تحت فشار قرار ‌گرفت و بابیان، قتل عام شدند. بهاء الله با وجود اینکه میتوانست خود را حفظ کند و یا با وساطت شوهر خواهرش در سفارت روس پناه گیرد و یا از کشور خارج شود ولی خود را تسلیم مأموران دولتی کرد. بهاء الله را به زندان سیاه چال طهران بردند و مدت چندین ماه در غل و زنجیر نگه ‌داشتند. سیاه چال در قدیم خزینه حمام بوده که به زندان تبدیل شده بود.



عباس نامی پیش خدمت سلیمان خان که بابیان را شناسائی و به مأمورین معرفی میکرده، منکر دیدن بهاء الله در جمع بابیان منزل سلیمان خان شد و همچنین میرزا آقا خان نوری که بجای امیرکبیر صدر اعظم ایران شده‌ بود، خود را مدیون بهاء الله میدانست و برای آزادی او اقدام کرد زيرا میرزا آقا خان در دوران حاج میرزا آقاسی توقیف شد، وی را چوب زدند و محکوم به پرداخت وجهی شد که امکان پرداخت آن را نداشت. بهاء الله به کمک او آمد و پول مورد لزوم را برای او تهیه کرد و همچنین در دورانی که در کاشان در تبعید به سر میبرد و از نظر مالی در مضیقه‌ بود بهاء الله به او کمک کرد. با وجود اثبات بیگناهی بهاء الله و اقداماتی که از طرف اقوام او و خصوصاً شوهرخواهر او مجید آهی، منشی سفارت روسیه و میرزا آقا خان صدر اعظم انجام شد، وی بعد از ۴ ماه به دستور شاه از زندان آزاد شد مشروط بر اینکه ایران را ترک کند. برای ترک ایران یک ماه به او مهلت دادند. سفیر روسیه پیشنهاد اقامت در روسیه را به بهاء الله داد ولی او قبول نکرد و در اولین ماه سال ۱۸۵۳ به همراه خانواده و دو برادرش ایران را به قصد عراق ترک کرد. در آن دوران عراق جزو متصرفات دولت عثمانی بود. پس از گذشت ۱۰ سال از تبعید بهاء الله در بغداد، وی از بغداد به شهر استانبول تبعید گردید. وی قبل از خروج از بغداد اعلان نمود که همان موعود و یا من یظهره‌الله است که باب به ظهور او بشارت داده و پیروان خویش را به ایمان به او سفارش نموده بود. بعدها این تاریخ در بین بهائیان به عید رضوان مشهور شد.



بهاء الله پس از مدت چهار ماه اقامت در استانبول به شهر ادرنه تبعید گردید. وی در آنجا نامه‌هایی به سران ممالک نوشت که میتوان از آن جمله نامه‌ای به ناپلئون و پاپ و همچنین ناصرالدین شاه پادشاه ایران اشاره نمود. وی در آن نامه‌ها، سران ممالک را با تعالیم خویش آشنا نمود. لازم به ذکر است که نابرادری کوچک او صبح ازل، ادعای رهبری بابیان را داشت و کسانی که به ازل گرویدند ازلی نامیده میشوند. پس از ۵ سال اقامت در ادرنه، بهاء الله به زندان دولت عثمانی یعنی «عکا» واقع در اراضی فلسطین تبعید گردید و در قلعه‌ای زندانی شد و پس از زندان عکا بالاخره این امکان را یافت که ادامه زندگی را در خانه‌ای به نام قصر بهجی به سر بَرَد. وی در سال ۱۸۹۲ میلادی و در سن ۷۵ سالگی به مرگ طبیعی مرد. قبر او در شهر عکا به نام «روضه مبارکه» قبله بهائیان میباشد. بنا به کتاب عهدی، وصیتنامه‌ی بهاء الله، فرزند ارشدش عبدالبهاء جانشین او برای تبیین آثار در امور بهائی شد.



آثار بهاء الله

از آثار مهم بهاء الله میتوان به «کتاب اقدس» ام‌ الکتاب دین بهائی که شامل احکام و تعالیم اصلی دین بهائی است، و همچنین کتاب «ایقان» که در پاسخ به سوالات فردی در مورد ظهور قائم و متشابهات قرآن میباشد و نیز کتاب «کلمات مکنونه» که روش و نحوه زندگی برای افراد بشر در آن ذکر گردیده‌ است، اشاره کرد. از دیگر آثار او، میتوان کتابهای جواهر الاسرار، هفت وادی، چهار وادی، الواح سلاطین و ... را نام برد.



باورهای دین بهائی

بهائیان معتقدند تصویر تجلیات خداوندی (که حسینعلی نوری بهاء الله به باور آنان از آن جمله ‌است) باید با نهایت احتیاط و حفظ احترام شایسته نمایانده شود. از این قرار تصویر وی تنها در هنگام نیایش در مقام اعلی به نمایش گذاشته میشود و بهائیان در صورتی که مطمئن نباشند که شرایط مورد نظر برای نشان دادن تصویر مهیا نیست از نمایاندن آن در معرض عموم خود داری میورزند. بنیادهای بهائی نیز همواره از رسانه‌ ها میخواهند تا از چاپ تصویر بهاء الله خود داری کنند. احکام آئین بهائی از «کتاب اقدس» از آثار بهاء الله استخراج شده‌اند. رعایت قوانین شخصی مانند روزه و نماز در عین حالی که وظیفه‌ای جهانی هستند از وظایف شخصی فرد محسوب میشوند.



احکام دين بهائي

1ـ هر پسر و دختر بهائي پس از رسیدن به سن بلوغ در ۱۵ سالگی خواندن نماز بر وي واجب است. سه نماز اصلی وجود دارد که فرد حق انتخاب از میان آنها را دارد و به صورت انفرادى در صبح و ظهر و شام خوانده ميشود. قبله آنان شهر عكاست كه مرقد ميرزا حسينعلى نوری ( بهاء الله) در آن واقع است. براى نماز وضو نيز لازم است، ولى اگر كسى آب براى وضو نداشته باشد، به جاى وضو پنج ‏بار میگويد: «بسم الله الاطهر الاطهر». و جز در نماز میّت، نماز جماعت ندارند.



2ـ بهائیان بالغ که از سلامت برخوردارند هر سال در آخرین ماه از تقویم بهائی، روزه میگیرند. در تقویم بهائی هر سال شامل ۱۹ ماه و هر ماه شامل 19 روز‌ است كه مجموع ايام سال 361 روز است ۴ یا ۵ روز آن ( بسته به سال كبيسه بودنش) اضافه به ایّام هاء كه بمعنی ایّام بخشش است نامیده میشود. آخرین ماه از این سال، شهرالعلاء است که بهائیان (پسر و دختر ۱۵ سال تمام) در این ماه از طلوع تا غروب خورشید از خوردن و آشامیدن پرهیز کرده و روزه میگیرند. آخرين روز روزه آنها مصادف با نوروز است.



3ـ بهائیان معتقدند تنها تلاوت و تعمق در آیات خداوند است که میتواند باعث ایجاد سرور حقیقی در انسان شود. آیات الهی از نظر بهائیان آیاتی است که فرستادگان خداوند همچون موسی، عیسی، ابراهیم، محمد، باب و بهاء الله با استفاده از قدرت وحی خداوندی نازل آورده‌اند.



4ـ بهائیان خواندن دعا و مناجات را جهت ابراز محبت به خدا میدانند و نه از جهت ترس از خداوند و یا ترس از آتش جهنم و نه به امید بهشت.



5ـ بهاء الله میگوید: هنگام مسافرت بايد برای سفرخود وقتی معین کرد و اگر در موعد مقرر باز نگشت همسر او یکسال صبر نماید و در این هنگام میتواند باز هم صبر کند یا ازدواج دیگری نماید.



6ـ یکی از احکام اساسی دین بهائی، معاشرت با همه اهل عالم است. بهائیان این حکم را وسیله‌ای برای رسیدن به هدف اصلی دین بهائی، یعنی وحدت عالم انسانی میدانند. در امر بهائی به معاشرت با جمیع ملل عالم و همه مردم در نهایت صدق و صفا تاکید شده‌ است. در این آئین، حکم جهاد منع شده و به جای آن معاشرت با جمیع ادیان امر شده ‌است.



7ـ هر مرد فقط میتواند يك زن داشته باشد، در كتاب اقدس ازدواج با دو زن با رعايت عدالت جايز دانسته شده است. ولى عبد البهاء مبّین آثار بهاء اللّه گفته است: چون شرط عدالت هيچگاه تحقق نمیيابد، در ازدواج با زن دوم نيز راهي نيست.



8ـ بهاء الله شارع دین بهائی در کتاب اقدس امر طلاق را بسیار مکروه و ناپسند میدانند ولی اگر زن و شوهری واقعا نتوانستند با هم زندگی کنند باید حکم طلاق جاری شود. بعد از تصمیم زن و مرد برای جاری ساختن حکم طلاق، باید به مدت یکسال صبر نمایند، این ایام به اصطلاح بهائی، ایام تربص نامیده میشود. و اگر این یکسال گذشت و بین زن و مرد اتحاد مجدد برقرار نشد، آنها به کلی از هم جدا شده و میتوانند با فرد دیگری ازدواج کنند. در موقع یکسال تربص مرد باید تمام مخارج زندگی زن را به میزانی که محفل روحانی محل تعیین میکند، بپردازد و لو اينکه طلاق به تقاضای زن صورت گرفته باشد.



9ـ حج در دين بهائي، زيارت خانه‏اى است در شيراز كه سيد على محمد باب در آن متولد شده، يا خانه‏اى كه ميرزا حسينعلى نوری (بهاء الله) در مدت اقامت ‏خود در عراق در آن زندگى میكرد و براى آن وقت ‏خاصى مقرر نشده است.



10ـ وقتی فردی از افراد بهائی میمیرد یا به اصطلاح بهائی صعود (بالارفتن، مردن) میکند، باید طبق دستورات بهاء الله، شارع دیانت بهائی و همچنین با تشریفات بهائی کفن و دفن شود. یعنی اول باید میت را شست و حتی الامکان به او عطر زد تا معطر گردد. سپس او را در پنج قطعه پارچه پیچید و بعد در انگشت او، انگشتری که این آیه روی آن کنده شده قرار داد: «قد بدئت من الله و رجعت الیه منقطعا عما سواه و متمسکا باسمه الرحمن الرحیم» یعنی از خداوند به وجود آمدم و به سوی خداوند بر میگردم در حالی که از غیر او بریده و به اسم بخشنده مهربان او متمسکم. سپس باید او را در صندوقی گذاشت که از چوب سخت یا بلور و یا سنگ ساخته شده باشد. پس از آن باید او را برابر قبله بهائیان قرار داد و سپس نماز مخصوص میت را برای او خواند. محل دفن میت نباید بیشتر از یک ساعت راه از محل فوت او باشد. باید صندوق میت را طوري در خاک قرار داد که پایش به طرف قبله باشد. خواندن نماز میت و قرار دادن انگشتری برای کسانیکه سنشان از ۱۵ سال تمام (سن بلوغ در دیانت بهائی) کم‌تر است، الزامی نیست.



11ـ با یا ربح نقود یا بهره پول در دین بهائی اگر به شرط انصاف و اعتدال باشد، بلامانع است.



عبادتگاه های دین بهائی

بهاء الله، بنیانگذار دین بهائی به پیروانش دستور میدهد که در هر شهری ساختمانی به بهترین صورت ممکن به نام خداوند ساخته شود و در آن به ذکر پروردگار پردازند به این بناها مشرق‌الاذکار گفته میشود. مشرق ‌الاذکارها در دین بهائی مختص بهائیان نمیباشد و هر کس با هر دین و اعتقادی میتواند در آن به هر نوعی که علاقه و اعتقاد دارد، به دعا با خدای خود بپردازد. تقریباً هیچ طرح خاصی برای مشرق‌ الاذکارها وجود ندارد.



نظام اداری بهائی

برای جلوگیری از به وجود آمدن انشعاب و تفرقه در آئین بهائی، در کتاب اقدس رسماً تشکیل بیت‌ العدل اعظم به عنوان یکی از ارکان آئین بهائی مقرر گشته است. بدین صورت که بهاء الله در کتاب اقدس و کتاب عهدی پسر بزرگ خود، عباس افندی (عبدالبهاء) را مبین آثار و جانشین خود معرفی کرد. عبد البهاء نیز پس از خود در الواح وصایا، شوقی افندی (نزد بهائیان مشهور به ولی امرالله ۱۹۵۷-۱۹۲۱) را به عنوان جانشین خود برگزید.در عین حال بنا به مندرجات کتاب اقدس و الواح وصایا یک نظام انتخابی تحت نظر ولی امر الله مسئول حل و فصل امور جامعه بهائی باشد.



بعد از مرگ شوقی افندی، ایادیان امرالله به مدت ۶ سال رهبری جامعه جهانی بهائی را بر عهده گرفتند تا اینکه در سال ۱۹۶۳ اولین انتخابات بیت‌ العدل اعظم الهی برگزار شد و این مؤسسه تأسیس گشت. تعداد اعضای بیت العدل ۹ نفر هستند، که هر ۵ سال یک بار از طریق انتخاباتی آزاد، انتخاب میشوند. مقر این موسسه بر روی دامنه کوه کرمل در بندر حیفا است که بهاء الله این مکان را در سال ۱۸۹۰ میلادی و در طی لوح کرمل انتخاب کرده بود. وظایف اصلی و کلی این جمع صیانت امرالله و اداره امور است. شایان ذکر است که مرجع اصلی کلیه امور در دین بهائی، کتاب اقدس ام‌الکتاب این آئین است و هر موضوعی که غیر منصوصه باشد، بیت العدل اعظم است که راجع به آن تصمیم‌گیری میکند. اعضای این موسسه قبل از وضع قانونی ابتدا با دقت آثاری را که مربوط به این مساله میباشد، میخوانند و با تلاوت دعا و مناجات به درگاه خداوند و با مشورت گروهی تصمیم‌گیری میکنند.



متون بهائی

بهائیان معتقدند تمامی آثار بهاء الله وحی منزل از سوی خدا بر وی بوده‌ است:
1ـ کتاب اقدس (ام الکتاب دین بهائی،کتاب شریعت و احکام) 2ـ کتاب ایقان. این کتاب در اواخر دوره اقامت در بغداد نگاشته شده‌است (۱۲۷۸ هـ.ق. مطابق با ۱۸۶۲ میلادی). به اعتقاد بهائیان این کتاب نیز مانند دیگر آثار بهاء لله وحی منزل از خداوند بر او بوده ‌است. این کتاب در جواب سوالات حاجی میرزا سید محمد خال، دایی سید علی محمد باب نگاشته شده‌است. کتاب ایقان در مورد بیان اسرار کتب آسمانی ادیان قبل و توضیح معانی بشارتهای آنها در مورد علامتهای ظهور منجی از قبیل معنای قیامت، تاریک شدن خورشید، سقوط ستارگان و دیگر علامتها میباشد. این کتاب به زبان فارسی نوشته شده‌است. 3- کلمات مکنونه فارسی.



آثار عبد البهاء

1ـ خطابات
2ـ رساله مدنیه (به فارسی)
3ـ مفاوضات (مشتمل بر رسائل مهمه و فلسفه و روحانی و تفسیر و غیره)
4ـ الواح وصایای مبارکه وصیت نامه عبد البهاء، مبین آثار دین بهائی میباشد. این اثر شامل ۳ لوح است، که در آن وظایف ایادیان امرالله و همچنین مقام ولایت امری مشخص گردیده ‌است. در این الواح عبد البهاء، شوقی افندی را به عنوان جانشین خویش در مقام ولی امرالله انتخاب میکند. الواح وصایا به نوعی تبیین کتاب عهدی نیز میباشد و در حقیقت به همراه کتاب عهدی محور وحدت عالم انسانی میباشد. شوقی افندی راجع به الواح وصایا اینچنین میگوید: "مندرجات الواح وصایای حضرت عبد البهاء به درجه ای عمیق است که فهم آن برای نسل حاضر کما هو حقه متصور نیست لامحاله یک قرن عمل و فعالیت لازم است تا آن که مخازن حکمت مستوره در آن ظاهر و نمایان گردد. لازم به ذکر است که الواح وصایا در سال 1921 و بعد از مرگ عبد البهاء خوانده شد.

سایت منبع www.erfanabad.org

 

+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 و ساعت 19:13 |
 
عمر بن سعد بن ابي وقاص و مختار بن ابو عبيده ي ثقفي كيستند؟
 
عمر پسر سعد بن ابی وقاص زهری مدنی، امیر و فرمانده ی سربازان عبیدالله بن زیاد کوفی. عبیدالله او را به همراه 4000 تن از سربازان خود به نبرد با دیالمه فرستاده و امارت شهر ری را به او وعده داد. اما هنگامیکه خبر حرکت حسین بن علی، به سوی کوفه به گوش عبیدالله رسید، دستور بازگشت عمر بن سعد را صادر کرده و به او و لشگریان وی دستور جنگ با حسین بن علی و همراهان او را داد. عمر بن سعد از سمت خود استعفا داده و از پذیرش نبرد با حسین سرباز زد، اما هنگامیکه با تهدید عبیدالله مواجه شد، ناچار اطاعت کرده و در معرکه ی نبرد در کربلا حاضر شد. عمر بن سعد ابی وقاص به زندگی خود ادامه داد تا اینکه مختار بن ابی عبید ثقفی، خوانخواهی حسین بن علی برخاسته و عاملان شهادت حسین و همراهان وی را به قتل رسانید. الاعلام زرکلی 47/5

مختار بن ابی عبید بن مسعود ثقفی، کنیه اش ابو اسحاق و یکی از کسانی است که به خونخواهی حضرت حسین رضی الله عنه بر علیه بنی امیه قیام کرده است. وی اصالتاً اهل طائف بوده و در زمان خلافت عمر رضی الله عنه به مدینه به اتفاق پدرش مهاجرت کرده است. سپس در زمان خلافت حضرت عثمان رضی الله عنه به عراق رفته و در بسیاری از میادین همراه حضرت علی رضی الله عنه بوده است. به سال 61 هجری قمری هنگامیکه حضرت حسین رضی الله عنه به شهادت رسید، از عبیدالله بن زیاد امیر بصره کناره گرفت و بدین سبب به زندان و حبس گرفتار شد. اما به میانجیگری و وساطت حضرت عبد الله بن عمر رضی الله عنهما که شوهر خواهر وی بود از زندان آزاد شده و به طائف تبعید گردید. هنگامیکه یزید بن معاویه به سال 64 هجری قمری فوت کرد عبدالله بن زبیر در مدینه منوره ادعای حکومت کرده و مکه و مدینه را به تصرف خود در آورد. مختار نیز به همراهی عبدالله بن زبیر به سوی وی شتافته و در بسیاری از مراحل وی را همراهی نمود. چندی بعد مختار از عبدالله بن زبیر اجازت خواسته و راهی کوفه شد. او میخواست مردم کوفه را به سوی خود خوانده و همه را تحت یک هدف جمع نماید. مهمترین دلیلی که بخاطر آن دست به چنین حرکتی زده بود خونخواهی حضرت حسین رضی الله عنه و انتقام از قاتلین آنحضرت بود. او میخواست تمامی کسانیکه در شهادت آنحضرت دست داشتند به قتل برساند. بدین منظور 17 هزار نفر را در خفاء جمع آوری کرده و بر والی کوفه «عبدالله بن مطیع» شورید و بر کوفه و موصل تسلط یافت. سپس به دنبال قاتلین حضرت حسین رضی الله عنه گشته و یکی یکی آنها را به قتل رسانید. از آن جمله «شمر بن ذی الجوشن» قاتل حضرت حسین رضی الله عنه، «خولی بن یزید» حامل رأس مبارک آنحضرت به سوی کوفه، «عمر بن سعد بن ابی وقاص» فرمانده لشکر سپاهیان یزید در جنگ کربلا.


شایع است که مختار ادعای پیامبری کرده و وحی از سوی پروردگار به ایشان نازل میشود. برخی نیز معتقد بودند الهاماتی از سوی پروردگار به ایشان شده و سخنان حکیمانه و پند آموزی از سوی ذات اقدس الهی دریافت میکند. اما به نظر میرسد این شایعات از اختراعات اصحاب قصص بوده و هیچگونه پایه و اساس مستدلّی نداشته باشد. هنگامیکه عبدالله بن زبیر بخاطر عدم بیعت محمد بن حنفیه و عبدالله بن عباس با وی، آنها را تحت فشار قرار داد و عرصه را بر ایشان تنگ نمود، مختار جهت خلاصی آنها و آزاد کردن آن دو از دست عبدالله بن زبیر، به سوی مکه لشکری ارسال کرده و پس از جنگ و خونریزی، آن دو را از دست عبدالله بن زبیر نجات داد و خود به سوی کوفه مراجعت نمود. مصعب بن زبیر (برادر عبدالله بن زبیر) که از سوی حاکم مکه به امارت بصره انتخاب شده بود، در پی قتل مختار برآمده و مبارزات متعددی با مختار نمود. آخر الامر مختار را در قصر کوفه محاصره کرده و سپس مختار و همه ی کسانی را که با وی بودند به قتل رسانید. مختار به مدت 16 ماه حکومت کوفه را به دست گرفته بود. در «الاصابه» آورده است: از اتفاقات غریب و نادری که در آن زمان اتفاق افتاد این است که نزد «عبیدالله بن زیاد» رأس مبارک حضرت حسین رضی الله عنه را حاضر کرده و نزد «مختار» رأس عبیدالله بن زیاد را آورده اند. سپس نزد «مصعب بن زبیر» رأس مختار را حاضر کرده و نزد «عبدالملک بن مروان» رأس مصعب را حاضر کرده اند. الاعلام الزرکلی 7/192 .
 
سایت منبع عرفان آباد www.erfanabad.org
 

+ نوشته شده توسط احمد در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 11:21 |
وهابيت را بهتر بشناسيم

(ادامه ی قسمت اول) سخنانی که وهابیها بر ضد دین گفته اند

محمد بن عبدالوهاب نجدی در صفحة 31 کتاب خود بنام «کتاب التوحید» چنین گفته است: «اِنَّ الاِستَعَاذَۀَ بِالمَخلُوقِ شِرکٌ» یعنی استمداد و یاری خواستن از مخلوقات کفر است. وی در صفحه ی 64 کتاب دیگر خود «کشف الشبهات» چنین گفته است: «اِنَّ شِرکَ الاَوَّلِین اَخَفُّ مِن شِرکِ اَهلِ وَقتِنَا» یعنی شرک پیشینیان ما، از شرک مردم به ظاهر مسلمان عصر حاضر سهل تر است. و نیز در اول همان کتاب چنین نوشته است: «فَاَوَّلَهُم نُوحٌ» یعنی اولین پیامبران حضرت نوح است. پس با این گفتار، رسالت حضرت آدم و حضرت شیث را انکار کرده است. عبدالرحمن بن حسن، نوه ی محمد بن عبدالوهاب در صفحة 20 کتاب خود بنام «فتح المجید» چنین گفته است: مردم عصر حاضر، شرک را برای خود دین قرار داده اند. و نیز در صفحة 108 کتاب مذکور چنین گفته است

سايت منبع عرفان آباد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد در جمعه چهاردهم بهمن 1390 و ساعت 18:10 |

بنام خداوند بخشاینده مهربان

قسمت اول


حمد و سپاس تنها سزاوار خدائیست که پروردگار جهانیان است. و درود و سلام بر سرور ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم، که سرور جملة مخلوقات است. و درود و سلام بر آل و اصحاب و اتباع ایشان تا روز قیامت. اما بعد:
برادران عزیز مسلمان! بدانید و هوشیار باشید. فرقه ای را که بر ضد دین شما بوجود آورده اند بشناسید. از گروهی که دین شما را نابود می سازد بهراسید. آن فرقه، فرقه ی «وهابیه» است.
شخصی که آئین وهابیت را ابداع کرد «محمد نجدی» است. وی فرزند «عبد الوهاب» و نوه سلیمان تمیمی است. از این رو با نام محمد نجدی ابن عبدالوهاب شهرت یافته است. آئینی که محمد نجدی بوجود آورد باید به کلمه ی ابن عبدالوهاب اضافه شده و باید آئین ابن عبدالوهابی گفته شود. اما با تخفیف آئین وهابی اطلاق می گردد. این اسم را مسلمانان به آنها نهاده اند. اما آنان خویش را «سلفیه» خوانده و پیروی اصحاب و گذشتگان را مدعی اند.
سرزمینی که وهابیت از آن پدید آمد، سرزمین «مسیلمۀ الکذاب» است که ادعای پیامبری نمود. سرزمینی که پیامبر علیه الصلوۀ و السلام در حق آن فرموده است: «در سرزمین نجد، هرج و مرج و فتنه ها بوجود آمده و شاخ شیطان پیدا خواهد شد». مرام وهابیت در سنة 1143 هجری قمری نوپا گردید.

منبع سایت عرفان آباد سایت عرفان آباد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 و ساعت 19:53 |
خيلي وقته به روز نيستم انشاء  الله با مطالب جديد ميام خدا نگهدار تا بعد 
+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه دهم بهمن 1390 و ساعت 16:58 |
اسنادی بر جایز بودن زیارت قبر النبی


قال الحافظ أبو زرعة العراقي : لو نذر إتيان مسجد المدينة لزيارة قبر النبي صلى الله عليه وسلم لزمه ذلك لأنه من جملة المقاصد التي يؤتى لها ذلك المحل .


ذكر الحافظ السيوطي في مناهل الصفا أن حديث : (( من زار قبري وجبت له شفاعتي )) قال الذهبي فيه : إنه يتقوى بتعدد الطرق . وهذا الحديث صححه الحافظ السبكي .


أخرج الهيثم الشاشي في مسنده حديث : (( من استطاع منكم أن يموت بالمدينة فليفعل فاني أشفع لمن مات بها )) وهو حديث حسن .

صحح الحافظ أبو عبد الله ابن البيع الحاكم في المستدرك ووافقه الذهبي حديث : (( ليهبطن عيسى ابن مريم حكما عدلاً وإماما مقسطا وليسلكن فجاً حاجاً أو معتمراً أو بنيتهما , وليأتين قبري حتى يسلم عليّ ولأردن عليه )) . وهذا دليل على استحباب قصد قبر النبي للزيارة سواء للمقيم أو للمسافر


قال رســـول الله صلى الله عليه وسلم:" حياتي خير لكم تحدثون ويحدث لكم ,ووفاتي خير لكم تعرض علي أعمالكم , فما رأيت من خير حمدت الله عليه وما رأيت من شــر اســـــتغفرت لكم". رواه البزار.


أخرج البيهقي عن محمد بن المنكدر قال: رأيت جابرا وهو يبكي عند قبر رسول الله صلى الله عليه وسلم وهو يقول: هاهنا تسكب العبارات، سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول"ما بين قبري ومنبري روضة من رياض الجنة


أخرج الطيالسي والبيهقي في الشعب عن عمر قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: "من زار قبري كنت له شفيعا أو شهيدا، ومن مات في أحد الحرمين بعثه الله في الآمنين يوم القيامة .


أخرج الطبراني عن ابن عمر قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم "من جاءني زائراً لم تنزعه حاجة إلا زيارتي كان حقا على أن أكون له شفيعا يوم القيامة"


قال أبو بكر رضي الله عنه: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: "لم يقبر نبي إلا حيث يموت". فأخروا فراشه وحفروا له تحت فراشه". رواه أحمد بن حنبل.


المسلم إذا مات وهو من أهل الكبائر وكان مستوجباً للعذاب فدعا له مسلم بقوله اللهم ارحمه او اللهم اغفر له قد يعفيه الله من العذاب ,فالموتى ينتظرون ما يأتيهم من أقاربهم وأحبابهما
الأحياء من قراءة القرءان والاستغفار ونحو ذلك ,حتى الولي الميت إذا قال مسلم حي رضي الله عنه قد يرفعه الله درجات كثيرة بسبب دعائه


قَالَ الحَافِظُ وليُّ الدّينِ العِرَاقيُّ في حَديثِ أبي هُريرةَ أنَّ مُوسَى قالَ: "ربّ أَدْنِني مِنَ الأَرْضِ المُقَدَّسَةِ رَمْيَةً بِحَجرٍ"، وأنَّ النّبيَّ صلى الله عليه وسلم قالَ: "والله لَو أني عِندَهُ لأَريْتُكم قَبْرَهُ إلى جَنْبِ الطَّرِيقِ عِنْدَ الكَثِيْبِ الأحْمَرِ": فيهِ اسْتِحْبَابُ مَعْرِفَةِ قُبورِ الصَّالحِينَ لزِيَارتها والقِيامِ بحقّهَا. اهـ


فيفهمُ من قولِ رسولِ الله عن قبرِ موسى عليه السلام "والله لو أني عندَهُ لأريتُكُم قبرَهُ إلى جنبِ الطَّريقِ عندَ الكثيبِ الأحمرِ" والذي هو قُربَ أريحا الإشارةُ إلى أن زيارةَ قبورِ الأنبياءِ والصّالحينَ للتبركِ بهم مطلوبة وعلى هذا كانَ الأكابرُ وعلى ذلك نَصُّوا.


www.sunna.info سایت منبع



+ نوشته شده توسط احمد در جمعه هفدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 15:14 |
این سایت عربی زبان می باشد طبق اعتقادات اهل سنت هم می باشد

مطالب جالب و خواندنی زیادی دارد همچنین کتاب های تاریخ و غیره هم در این سایت موجود می باشد


www.almeshkat.com

+ نوشته شده توسط احمد در پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389 و ساعت 19:19 |
ذکر امام جعفر صادق و اقوال گرانمایه آن حضرت

ذکر الاولیاء کفارة   ذکر اولیاء کفاره ی گناهان است

آن سلطان ملت مصطفوی آن برهان حجت نبوی آن عامل صدیق

آن عالم تحقیق  آن میوه دل اولیاء آن جگر گوشه انبیاء

آن ناقد علی آن وارث نبی آن عارف عاشق جعفر الصادق رضی الله عنه

از اقوال ایشان:

مومن آن است که ایستاده است با نفس خویش

عارف آن است که ایستاده است با خداوند خویش

هر که مجاهده کند  بنفس برای نفس به کرامات برسد

و هر که مجاهده کند با نفس برای خداوند برسد به خداوند

عشق جنون الهیست نه مذموم است و نه محمود

و گفت: از صحبت پنج کس حذر کنید

یکی از دروغ گوی که همیشه با وی در غرور باشی

دوم احمق که آنوقت که سود تو خواهد زیان تو بود و نداند

سوم بخیل که بهترین وقتی از تو ببرد

چهارم بد دل که در وقت حاجت تو را ضایع گرداند

پنجم فاسق که تو را به یک لقمه بفروشد و به کمتر از یک لقمه

گفتند: آن چیست کمتر از یک لقمه؟ گفت: طمع در آن

و سخن او بسیار است به این مقاله بسنده میکنم.


مأخذ: تذکرة الاولیاء اثر شیخ فرید الدین عطار نیشابوری صفحه 24-25



+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه دهم فروردین 1389 و ساعت 14:48 |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar